امشب قراره روشنا برام پیتزا بار بذاره ! پیتزا که بار گذاشتنی نیست البته ولی خب :) گرسنه نیستم ولی اسمش که میاد صدای شکمم در میاد ، چه برسه به وقتی گرسنه باشم :)) رفتم دوتا دونه خمیر بگیرم . روشنا گفت دو تا بیشتر نگیر که شب سنگین نشیم . خمیرا رو انداخت تو قابلمه ی کوچیکی که با خودم برده بودم . قد دو تا گردو بود با اغراق ! شکمم به نشان اعتراض سر صداش بیشتر شد . (ساکت! من که بنده ی تو نیستم :/ ) چقد میشه ؟ ۱۴۰۰ تومان برو کارت بکش . با رعایت نکات بهداشتی کارت کشیدم و با گوشه ی کارت مبلغ و رمز رو وارد کردم و رسیدو به حال خودش رها کردم ، که یه هو یه خانم کارتشو به سمتم دراز کرد و گفت دو تومنم برا من بکش ! من خانمه شکم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

We are Infinite. :] بازار و تجارت - بورس نگار کلاس هشتم شهرآوا ↯✘ خط خطیـ هآی منــ ✘↯ دانستنی های پزشکی و سلامت Byron Todd یوردوم قره بـاغ ابوالفضل خواجه : آبيار